![]() ![]() ![]() |
کتابفروشیهای راسته انقلاب در تابستان در خواب عمیق زمستانی فرو رفته و فعلا هم قصد بیدارشدن ندارند که این خواب با آمدن ماه رمضان و گرمتر شدن هوا در این هفته، عمیقتر هم شد و نگرانی بیشتر کتابفروشهای این راسته را رقم زد.
به گزارش تيترآنلاين به نقل از خبرگزاری مهر این روزها اگر در کتابفروشیهای راسته انقلاب قدم بزنید، فروشگاهها را خالی از مخاطب میبینید. شاید دقایقی چند نفر در فروشگاه باشند، اما حالت قالب در اکثر ساعات روز، حضور یک مراجعهکننده در کتابفروشی یا خالی بودن آن است. پاسخهایی هم که کتابفروشان درباره وضعیت فروش در این هفته میدهند، بسیار به هم شبیه است.
شروع ماه رمضان و گرم شدن هوا در این چند روز، در خالی بودن بازار کتاب و خلوتی کتابفروشیهای انقلاب بیتاثیر نیست. مجتبی رمضانی، فروشنده فروشگاه انتشارات خجسته در بازارچه کتاب معتقد است: فروش روزانه با شروع ماه رمضان 30 تا 40 درصد افت داشته اشت.
این فروشنده درباره حراج کتاب در بازارچه میگوید: این طرح سالهای پیش، روزهای پنجشنبه هر هفته تابستان از طرف فروشگاههای بازارچه انجام میشد، اما امسال هر روز در حال اجراست و کتابهای قدیمی روی میزهای مقابل هر کتابفروشی قرار داده شدهاند.
این فروشنده کتاب معتقد است: انجام این طرح تاثیر چندانی در ترغیب مردم برای حضور در بازارچه کتاب و خریداری کتاب نداشته و کمک چندانی به کتابفروشیها نکرده است.
رمضانی درباره عناوینی که این هفته فروشی نسبی خوبی داشتهاند، میگوید: «درباره عشق» با ترجمه آرش نراقی، «یادداشتهای کامو»، چاپ جدید «برفراز خلیج فارس»، «فلسفه و معنای زندگی» و «جانستان کابلستان» نسبت به دیگر عناوین، فروش بهتری داشتهاند.
فروش مجموعههای شعر پایین است
فروشنده کتابفروشی انتشارات خجسته میگوید: فروش کتابهای شعر، این هفته نسبت به دیگر کتابها بسیار پایین بود. ضمن این که دو کتاب «عطر سنبل، عطر کاج» و «نبرد سمیرم» هم فروش بدی نداشتند.
هنگام ورود به کتابفروشی طهوری و صحبت با فروشنده، چند نفر بیشتر داخل کتابفروشی نیستند. فروشنده میگوید: چند ماه است که اوضاع خراب است. هیچ عنوانی را هم خوب نبردهاند. این وضع ما از صبح است. نشستهایم و همدیگر را نگاه میکنیم. شما موقعی برای تهیه گزارش آمدهاید که کتابفروشها حوصله ندارند و ممکن است بعضیهایشان حرف بیربطی به شما بزنند! فعلا که کشور تعطیل است و وضع ما هم اینگونه است.
این فروشنده هم معتقد است، میزان فروش در تابستان افت زیادی داشته که شروع ماه رمضان هم مزید بر علت شده است. این فروشنده میگوید: الان چند ماه است که وضعیت فروش خراب است. فرقی هم نمیکند. فقط با شروع ماه رمضان این افت بیشتر شده است.
مثل قبل؛ افتضاح!
یکی از فروشندگان کتابفروشی نیل، همان لفظی را که در گفتگوی قبلی به کاربرده، در توصیف وضعیت کتابفروشیاش به کار میبرد: افتضاح! این فروشنده میگوید: تا پشت این پیشخوان نباشید، حرف مرا متوجه نمیشوید. ما یک ماه در سال فرصت مطالعه خوب داریم؛ آن هم ماه رمضان است که هیچکس به کتابفروشیها نمیآید. بازار نشر هم روز به روز بدتر میشود. متاسفانه وقتی هم که صحبت و درد دل میکنیم، به درستی در رسانهها منعکس نمیشود. رسانهها آنچیزی را که میخواهند، نشر میدهند.
فروشنده فروشگاه نیل میگوید: دوربین به دست میگیرند و در خیابان گزارش تهیه میکنند، ولی این گزارشها متفاوت از شرایط آن بازاری است که ناشران توقع دارند. خیلی از کتابها اجازه چاپ ندارند. کتابی هم که 20 بار چاپ شده، در چاپ بیست و یکم جلویش گرفته میشود. قیمت کتاب هم، هر روز بالاتر میرود. در چنین شرایطی، طبیعی است که مخاطب به قیمت پشت جلد کتاب نگاه میکند. بسیاری هستند که هنگام حضور در فروشگاه، قیمتهای پشت جلد را وارسی میکنند. وقتی مردم درآمد ندارند و قیمت هم مرتب بالا میرود، نمیتوانند کتاب بخرند.
مردم باید اول شکمشان سیر باشد تا بیایند کتاب بخرند
دستانش را به پیشخوان تکیه میدهد و کمی خودش را جلو میکشد: مردم اول باید شکمشان سیر باشد. آن وقت مازاد پول سیر شدن زن و بچه را خرج کتاب خواهند کرد. قشری هم که طالب کتاب است، دانشجوها هستند که آنها هم پول چندانی ندارند. من با این شرایط، وضعیت خوبی برای آینده نشر نمیبینم.
این کتابفروش به فروشگاه خالیاش اشاره میکند و میگوید: از صبح تا حالا، همین است. من نمیتوانم پول برق فروشگاهم را در بیاورم. نمیدانم، شاید وضع کتابفروشیهای دیگر بهتر از ما باشد!
روبروی دانشگاه تهران، در کتابفروشی امیرکبیر عنوان میشود: «90 درصد کار خوابیده است.» فروشنده این فروشگاه میگوید: البته چند روز مانده به ماه رمضان، اوضاع بهتر بود و افت فعلی ناگهانی به وجود نیامد، بلکه یک سیر نزولی را طی کرد. از دانشجوها خبری نیست. عنوان تازهای نیاوردهایم و کتاب پرفروش خاصی هم نداشتیم. چون تابستان فصل رمان است، باز فروش رمان، بیشتر از دیگر عناوین بود، ولی همانطور که گفتم عنوان جدیدی به سبد فروش اضافه نکردیم.
بدون شک ورود به کتابفروشیهای دیگر انقلاب، ارمغانی جز شنیدن حرفهای کتابفروشان بیحوصله نخواهد داشت. بنابراین به نظر میرسد باید زمان مناسبتری به این راسته بیاییم؛ مثلا اوایل ماه مهر که هم تعداد مخاطبان بیشتر باشد و هم کتابفروشها حوصله و انگیزه بیشتری برای گپ و گفتگو داشته باشند.