![]() ![]() ![]() |
تيترآنلاين - برنده جایزه «کاستا» که به خاطر نگارش رمان «گرگ» توانست به یکی از نویسندگان پرطرفدار در اروپا تبدیل شود گفت: در حقیقت بیکاری و بحران مالی موجب شد تا دست به کار شوم و نگذارم یاس و ناامیدی مرا فراگیرد.
به گزارش فارس به نقل از فاینشنال تایمز، «استف پنی» که به خاطر نگارش اولین رمانش «گرگ» موفق به دریافت جایزه ادبی «کاستا» شده در رشته الهیات در دانشگاه بریستول فارغ التحصیل شده و پس از آن در کالج بورنموت در رشته سینما و تلویزیون به ادامه تحصیل پرداخته است. وی پس از پایان دوران تحصیل برای مدتی به فیلمسازی پرداخته است وی پس از آن که متوجه شد آثارش آن طور که باید و شاید با مخاطب ارتباط برقرار نمیکند دنیای فیلمسازی را رها کرد و برای مدتی خانه نشین شد.
وی پس از مدتی بیکاری به فکر ارائه دیدگاهش به صورت داستان و رمان افتاد و به این ترتیب بود که اولین رمانش «گرگ» را به رشته تحریر در آورد. این رمان در سال 2006 برای او جایزه ادبی «کاستا» را به همراه آورد. این جایزه یکی از جوایز ادبی انگلیس و اسکاتلند است که به بهترین و پرفروشترین رمان ادبی که توسط نویسندگان این کشورها ارائه شود، اهدا میشود.
خبرنگار روزنامه فاینشنال تایمز در ستون هفتگی خود مصاحبه کوتاهی با این نویسنده انجام داده و از او درباره نگارش این رمان و دنیای نویسندگی وی سئوالاتی را مطرح کرده است.
چه کتابی مسیر زندگی شما را تغییر داد؟
از کتابهای زیادی میتوانم نام ببرم. «پاساژ» به قلم «ویلیام گولدینگ»، «مصائب» نوشته «جی فارل» و یا «لاوانیا» نوشته «اورسلا لوگین» از جمله کتابهایی است که تاثیر زیادی بر من و انتخاب مسیرهای زندگیام داشته است.
از چه زمانی تصمیم گرفتید که نویسنده شوید؟
نوشتن یک داستان کودکانه را از سن 10-11 سالگی شروع کردم. اما در بزرگسالی تصمیم داشتم که یک فیلمساز موفق شوم و ساختن فیلم کوتاه برایم هدف بود. اما بعد از مدتی برایم مشخص شد این کار من نیست. مدتی را در سکوت گذراندم و پس از آن ناگهان دیدم که رمان «گرگ» را نوشتم و این شد که به دنیای نوشتن وارد شدم. در حقیقت بیکاری و بحران مالی موجب شد تا دست به کار شوم و نگذارم یاس و ناامیدی مرا فراگیرد.
آیا در طول نوشتن با این مسئله مواجهه شدید که برای مدتی قدرت نوشتن را از دست بدهید؟
بله این اتفاق زیاد میافتد. البته در این شرایط میدانم نباید احساس گناه بکنم. بنابراین میزم را ترک میکنم و برای چند روز اجازه میدهم تا همه چیز به جای اول خود بازگردد.
از موسیقی برای نوشتن کمک میگیرید؟
ترجیح میدهم در سکوت مطلق به نوشتن بپردازم. اما گاهی از موسیقی استفاده میکنم مخصوصا زمانهایی که میخواهم جزئیات بیشتری را درباره یکی از شخصیتها به مخاطب ارائه دهم.
در دنیای نویسندگی تحت تاثیر قلم چه شخصیتهایی بودید؟
- در این زمینه میتوانم از «جی فارل»، «گراهام گرین»، «هاروکی موراکامی»، «اسکات فیتز جرالد» و «ام فورستر» نام ببرم. تعدادشان زیاد است اما همه آنها تاثیر زیادی در دنیای من داشتند.
اگر قصد داشته باشید با یک شخصیت شام بخورید ترجیح میدهید او چه کسی باشد؟
بیش از هر چیز دوست دارم با مردم ملاقات داشته باشم. ملاقات با یکی از مردمی که در اطرافمان زندگی میکند را به ملاقات با یک دوست ترجیح میدهم.
چه چیزی باعث ترس تان میشود؟
تقریبا از همه چیز میترسم. مکانهای شلوغ یکی از فضاهایی است که مرا بسیار میترساند البته مدتی است که بر این ترس غلبه کردهام. البته نه به طور کامل اما توانستهام آن را مدیریت کنم.
در اوقات فراغت ترجیح میدهید چه کاری انجام دهید؟
دوست دارم در دریا شنا کنم.
چگونه و با چه چیزی به آرامش میرسید؟
خواندن یک کتاب و یا قرار گرفتن در یک محیط طبیعی و سرسبز مرا آرام میکند.
بهترین توصیهای که از والدینات به یاد داری چه بوده؟
یک جمله از پدرم بوده که همیشه به من میگفت هرگز مغرور نشو.
آرزو داشتی چه کتابی را مینوشتی؟
همیشه دوست داشتم کتاب «گتسبی بزرگ» به قلم «اسکات فیتز جرالد» را من مینوشتم. این اثر را بسیار دوست دارم.
اگر از نویسندگی نیز مانند فیلمسازی نمیتوانستید درآمد کسب کنید به چه کاری مشغول میشدید؟
به احتمال زیاد باغبان میشدم.
چه کسی میتوانند بهترین مخاطب تو باشد؟
پاسخ دادن به این سوال سخت است. اما به نظرم کسی میتواند مخاطب خوبی باشد که علاقمند باشد از احساس دیگران سر در آورد.
از نظر شما نویسندگی چه معنایی دارد؟
به نظرم عالم نویسندگی یک عالم آزاد و رها است که هرچیزی را میتوان در آن تصور کرد.