دلاریزه شده غیررسمی اقتصاد
علی دینی ترکمانی
جهان صنعت , 14 اسفند 1390 ساعت 11:07
علت دلاریزه شدن اقتصاد فقط افزایش نرخ ارز در طول زمان نیست بلکه روزانه شدن این افزایش است که حساب و کتاب مربوط به جریان درآمدی بنگاهها را در هم میریزد
چندی است از اینجا و آنجا خبر میآید که افراد در حلقههای فامیلی به هنگام قرض دادن بهگونهای عمل میکنند که ضمن کمک خود متضرر نشوند، یعنی ارزش مبلغ را به دلار محاسبه میکنند و انتظار دریافت همان مبلغ را به دلار یا برحسب ریالی که بر مبنای نرخ روز به دلار تبدیل میشود، دارند. این شیوه کمک میکند افراد در چنین حلقههایی نه درگیر بحث ربا شوند و نه ارزش پول قرض دادهشان را متناسب با تورم از دست دهند.
همین اتفاق این روزها در بازار بزرگ تهران رایج شده است. طبق خبرهای واصله در معاملات انجام شده دلار جای ریال را گرفته است. این شیوه، یعنی جایگزینی ارز خارجی به جای پول ملی به هنگام تورم بالا و بیثباتی شدید قیمتها راهکاری است برای حفظ ارزش پول و رهایی از ضرر و زیان ناشی از نوسانهای قیمتی. وقتی نرخ ارز در روندی رو به بالا روزانه افزایش مییابد، ارزش ریالی کالای فروخته شده برای مثال به تاریخ امروز کمتر از ارزش ریالی آن در روز بعد خواهد بود؛ ریال دریافت شده در نرخ ارز امروز کفاف تامین همان کالا را در روز بعد بر مبنای نرخ ارز بعدی نخواهد داد.
به این صورت هر چه بیثباتی قیمتها و تغییرات رو به بالای نرخ ارز شدیدتر باشد جریان درآمدی بنگاهها بر حسب پول ملی دچار اختلال بیشتری میشود. در چنین شرایطی گریزی از جایگزینی ارز خارجی بهجای پول ملی نیست مگر آنکه این نوسانها مهار و ثبات به اقتصاد بازگردانده شود.
این جایگزینی که به صورت غیررسمی صورت میگیرد وقتی شدت و وسعت پیدا کند عملا پول ملی از صحنه معاملات حذف و ارز خارجی جای آن را میگیرد؛ روندی که موجب افزایش تقاضا برای ارز، شکلگیری یک دور فزاینده انتظارات تورمی و فشارهای فزاینده ارزی، افزایش تورم و افزایش نرخ ارز میشود.
شایان ذکر است که این پدیده مختص اقتصاد ایران نیست. بیش از این و در ابتدای 2000 برخی از اقتصادهای آمریکای لاتین که با تورم بسیار بالا مواجه بودند آن را تجربه کردهاند.
برخی از این اقتصادها مانند آرژانتین در همین مقطع در پی وسعت یافتن دلاریزه شدن غیررسمی اقتصاد، رسما دلار را جایگزین پول ملی کرد اما طبیعی است پذیرش چنین راهکاری- که برخی از اقتصاددانان نیز از منظر هم افزایش درجه ادغام در اقتصاد جهانی و هم رهایی از معضل سیاستگذاری ارزی و پولی از آن جانبداری میکنند- به معنای گذاشتن مهر تایید بر ناتوانی دولت در بازگرداندن ثبات به اقتصاد و مهار تورم است که پیامدهای اقتصادی سیاسی خاصی به ویژه برای جوامعی مانند ایران دارد که اساسا با دلار به عنوان ذخیره اصلی جهانی چالشهای جدی دارند.چه باید کرد؟ تنها راهکار بازگرداندن اعتماد به بازار است؛ اعتماد به اینکه اقتصاد توانایی تثبیت نرخ ارز را دستکم برای یک دوره شش ماهه دارد. در این راستا بهتر است بانک مرکزی به جای اعلام اینکه توانایی تثبیت نرخ را برای مدتی طولانی دارد، دست به تنظیم سیاست ارزی برای یک دوره کوتاهمدت شش ماهه بزند.
ادعای بانک مرکزی مبنی بر توانایی در کنترل بازار برای مدتی طولانی برای کارگزاران فعال در بازار قابل قبول نیست به این دلیل که آنان ارزیابی خود از ذخایر ارزی و همینطور محدودیتهای احتمالی در دسترسی به درآمدهای ارزی ناشی از تحریمها را دارند بنابراین چنین ادعایی به جای کمک به تثبیت بازار، انتظارات تورمی در بازار ارز را در افقهای کوتاهتر زمانی تشدید میکند. اما، اگر این سیاست برای شش ماه تنظیم شود با این ذهنیت که در شش ماه بعدی ممکن است نرخ ارز تغییر یابد، در این صورت احتمال بازگشت اعتماد نسبی به توانایی بانک مرکزی در عملیاتی کردن آن بیشتر میشود.
علت دلاریزه شدن اقتصاد فقط افزایش نرخ ارز در طول زمان نیست بلکه روزانه شدن این افزایش است که حساب و کتاب مربوط به جریان درآمدی بنگاهها را در هم میریزد. اگر این افزایش مدیریت و در دو مقطع شش ماهه سال سرریز شود، از بعاد دلاریزه شدن غیررسمی کاسته میشود که نشانی از موفقیت بانک مرکزی دستکم در مدیریت بهتر بازار ارز است.
کد مطلب: 4263
آدرس مطلب: http://titronline.ir/vdcg.39trak9xwpr4a.html?4263