تاسیس فراکسیون جدید در مجلس ؟!
16 تير 1389 ساعت 18:43
مطهري:از آن طرف بین اصولگرایان هم افرادی هستند که اساساً مبانی مشخصی ندارند. یعنی معلوم نیست که چرا اسم خودشان را اصولگرا گذاشتند.
تيترآنلاين - به گزارش رادیو گفت و گو در خبرها آمده بود که طی چند روز آینده ، فراکسیون جدیدی در مجلس شورای اسلامی از سوی علی مطهری نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی اعلام موجودیت خواهد کرد. آقای سلیمی ،نظر شما در مورد تشکیل فراکسیون جدید از سوی آقای مطهری چیست؟
سلیمی: تشکیل فراکسیون از اختیارات و حقوق نمایندگان است،می توانند چند نفر گرد هم جمع شوند و یک فراکسیون راتشکیل دهند. این یک امر طبیعی است. فراکسیون ها هم اهداف متفاوتی دارند.برخی فراکسیون ها کاری هستند در حیطه های امور مربوط به مباحث تخصصی مجلس فعالیت می کنند. برخی فراکسیونهای سیاسی هستند. اینهاهم روشن است که تقریباً برای اینکه برخی از اهداف سیاسی خودشان درمجلس و یا بیرون از مجلس پیگیری کنند،این فراکسیون ها تشکیل می شوند. پاره ای از فراکسیونها به عنوان بازوی مشورتی برخی سازمان و وزارتخانه ها فعالیت می کنند. این فراکسیونی که آقای مطهری اعلام کردند، قاعدتاً یک فراکسیون سیاسی است که با رویکرد سیاسی متولد می شود. ملاحظه اول اینجا این است که هدف از تشکیل این فراکسیون سیاسی چیست؟رویکرد آن چیست؟ چون عرض کردم رویکرد اساسی و راهبردش باید به صورت دقیق و شفاف مشخص شود.هر چند که این فراکسیون علی القاعده یک فراکسیون سیاسی است. با چه هدفی؟ آیا می خواهد به تعبیر خود ایشان یک راه سومی را در مقابل دو راه موجود درمجلس که همان اقلیت و اکثریت است، ارائه دهند . این مسیر سوم چه موضوعاتی را به عنوان موضوعات اساسی خود پیشنهاد میدهد. وجه افتراق ان با دو فراکسیون دیگر چیست؟ ...با توجه به شرایطی که امروز ما در آن قرار داریم،ما واقعاً دو مسیر بیشتر نداریم. یکی مسیر دلسوزان نظام و رهبری است. کسانی که معتقد به مبحث ولایت هستند، حالا به سلیقه های متفاوت و مسیر دوم هم مسیری است که برخی از افراد هرچند شعار پایبندی به اصول اساسی و بنیادین نظام و حتی شعار پیروی از ولایت را می دهند اما در میدان عمل زاویه دارند با این شعارها. کسانی که داعیه خط امامی دارند،اما در عمل با امام معارضه و حتی در پاره ای از موارد مخالفت های آشکاری دارند. این فراکسیون می خواهد چه کار کند؟ در این میان کدام یک از این دو مسیر را می خواهد نشانه بگیرد؟
راديو گفتگو : یعنی در این زمینه به طور شفاف صحبت نشده؟
سلیمی:نخیر. نشده.اهداف تشکیل آن بیان نشده. اینکه واقعاً کدام شرایط است. کدام یک از شرایط آن به شرایط حاکم بر کشور نزدیک تر است. این روشن بیان نشده. علاوه بر اینکه ،فراکسیون های موجود که الان عرض کردم، بالاخره یک پایگاه اجتماعی دارند. پایگاه اجتماعی این فراکسیون کجاست؟ ریشه در کدام پایگاه اجتماعی دارد؟ در بین نخبگان در بین دانشگاهیان، دانشجویان،حوزه های علمیه آیا واقعاً این فراکسیون با اقبال مواجه است؟ واقعیت این است که ما چنین مسائلی را در حال حاضر مشاهده نمی کنیم.
خانم شریعتی شما چه نظری دارید در خصوص تشکیل یک فراکسیون جدید در مجلس وفکر می کنید که الان نیازی به تشکیل فراکسیون جدید وجود دارد؟
شریعتی: فراکسیون اصولگرایان وجود دارد. و اصولگرایی یک شاخص هایی دارد که بر مبنای این شاخص ها برنامه ریزیها انجام می شود. من فکر می کنم آن فراکسیون جدیدالتأسیس که می خواهد راه بیفتد، چندان نتواند حق مطلب را ادا کند. چون ما در این مسئله خلایی نداریم که بخواهیم با تشکیل یک فراکسیون جدید آن خلاء را پر کنیم. به هر حال اصولگرایی واقعی مشخص است. مشی اصولگرایان، روش آنها و برنامه ریزی انها برای آینده ابهامی ندارد. از طرفی اصولگرایان واقعی مصلحان و اصلاح طلبان واقعی هستند. و مصلحان و اصلاح طلبان واقعی هم اصولگرایان اصلی واقعی هستند و ایجاد یک فراکسیون جدید هیچ چیزی را عوض نمی کند غیر از اینکه ما بخواهیم مثلاً به تمناهای نفسانی خودمان پاسخ دهیم. شما این را می دانید.برای نخبگان سیاسی هم پنهان نیست که هر دوره ای در مجلس شورای اسلامی این گونه اتفاقاتی رخ می دهد و از اول انقلاب تا الان هم همیشه این نگرشها به نوعی وجود داشته،چیزی نیست که منحصر به امروز باشد.....
شما در مجلس هفتم هم حتماً یادتان است که فراکسیونی به نام اصولگرایان مستقل را اعلام کردند .شما این را تحقیق کنید ،ببینید آن فراکسیون اصولگرایان مستقل در کجا ریشه دارند. اشاره هم شد و یکی از میهمانان هم فرمودند نه در حوزه ها نه در دانشگاه نه در توده مردم ،اینها برخواسته از آن ابرها و رعد و برقهای ... است که برخی از مسائل سیاسی در هر دوره ای در مجلس بوجود می آورد. من فکر می کنم در حال حاضر هم ما هیچ نیازی به تشکیل یک فراکسیون جدید نداریم. اگر کسی اصولگرای واقعی است کار می کند و این تشکل ها و این مسائل این گونه ای جز این که فاصله ما را با مردم زیاد کند و از اصل نظام دور شویم،نتیجه دیگری ندارد. به نظرم می رسد که فرصت کوتاهی که مجلس برای نمایندگانش ایجاد کرده، عنایت خداوند است و پشتیبانی مردم، بهتر است ما در آن انجام وظیفه مثل قانونگذاری، نظارت کار کنیم و پاسخگوی مطالبات جامعه باشیم .در واقع نیازهای معنوی اجتماعی که به مجلس برمی گردد روی آن توجه شود. نه آن فراکسیون هایی که آنها زود هنگام بوجود می آید. با پایان هر دوره از مجلس هم تمام خواهد شد.
سلیمی: ...اگر واقعاً آقای مطهری به دنبال تشکیل یک حزب هستند، تشکیل یک حزب ساز و کارهای خاص خود را دارد. باید بروند و از طریق وزارت کشور درخواست دهند،مرامنامه واساسنامه این حزب مشخص شود. اگر واقعاً بحث حزب مطرح نیست،ایشان به دنبال به راه انداختن یک جریان هستند، می دانید به راه انداختن یک جریان در کشور باز ساز و کار خاص خود ش را دارد. اگر ایشان گلگی و اعتراض دارند به رفتارهایی که تحت عناوین مختلف در فراکسیون بزرگ اصولگرایان است، در فراکسیون اصولگرایان ما یک شورای داوری داریم. 5 نفر عضو شورای داوری است،اعتراضات در آنجا رسیدگی می شود. قطعاً در طرف مقابل هشکوائیه هایی ممکن است نسبت به شخص آقای مطهری وجود داشته باشد.
آقای مطهری ،آقای سلیمی اشاره داشتند که اگر آقای مطهری مشکلی با فراکسیون اصولگرایان داشتند ،مشکلات را مطرح کنند درداخل فراکسیون حل شود و اشاره داشتند که گویا ایشان به دنبال تشکیل حزب هستند. آیا این طور است؟
مطهری:این صحبتی که از قول من در رسانه ها منتشر شده که تصمیم به ایجاد به فراکسیون جدیدی هستیم مرکب از اصولگرایان و اصلاح طلبان،این صحبتی است که حدود یک ماه پیش، زمانی که صحبت اخراج بنده از فراکسیون اصولگرایان مطرح بود که موضوع به شورای داوری اصولگرایان ارجاع شده بود،در آن زمان من این مطلب را مطرح کردم. در واقع من یک جمله شرطی گفتم.گفته بودم که اگر تصمیم فراکسیون اصولگرایان در اخراج بنده باشد ما هم یک فراکسیون جدید تشکیل خواهیم داد، مرکب از اصولگرایان و اصلاح طلبان و کسانی که مبانی مشخص را قبول داشته باشند. چون من معتقدم که یک دیوار زخیمی بین اصولگرایان و اصلاح طلبان مجلس فعلی نیست. یعنی اصلاح طلبان مجلس هشتم مثل اصلاح طلبان مجلس ششم نیستند که برخی از آنها دنبال ساختار شکنی برای نظام بودند و می خواستند که ساختار نظام را عوض کنند،می خواستند اختیارات ولی فقیه را محدود کنند ، می خواستند نهاد شورای نگهبان را منحل کنند و به هر حال تضعیف کنند. الان این طور نیست. از آن طرف بین اصولگرایان هم افرادی هستند که اساساً مبانی مشخصی ندارند. یعنی معلوم نیست که چرا اسم خودشان را اصولگرا گذاشتند. گاهی رفتارهای متناقضی دارند. معلوم می شود یک اصول و مبانی ثابتی مبنای عمل آنها نیست. این است که من در اینجا به صورت شرطی عرض کردم،اگر این طور شود ما این کار را خواهیم کرد. ولی به طور کلی این موضوع منتفی نیست. یعنی بستگی به شرایط روز دارد. اگر باز هم ما احساس کنیم که یک چنین فراکسیونی در مجلس بوجود آید ما خودمان اعلام خواهیم کرد. من نمی دانم چرا رسانه ها،موضوع را امروز مطرح کردند.
یعنی شما گفت گوی جدید نداشتید؟
مطهری:خیر. اساساً هیچ گفت گوی جدیدی نداشتم....من نمی دانم چه طور به این موضوع پرداختند. ممکن است ما در جلسه خصوصی این حرف را زده باشیم که مثلاً ما... من از خبری که خواندم من احساس کردم که من در جای خصوصی این حرف را زدم کسی این خبر را نقل کرده.
به شرایط روز اشاره داشتید، منظور همان چالش هایتان با فراکسیون اصولگرا است یا شرایط دیگری مدنظر است؟
مطهری:خیر. اساساً اگر فراکسیون اصولگرایان بالاخره برخی نقایص خود را اصلاح نکند،ممکن است ضرورت این کار افزایش یابد. همه ما صحبت از قانون اساسی می کنیم. صحبت از راه امام می کنیم،صحبت از ولایت فقیه می کنیم،صحبت از آزادی بیان می کنیم، صحبت از عدالت ورزی و عدالتخواهی می کنیم ولی بسیاری از اوقات مراد ما متفاوت است. یعنی من یک چیزی در نظر دارم، یک کس دیگری ممکن است چیز دیگری در نظر داشته باشد،همه ما می گوییم آزادی بیان ولی خیلی برداشتها متفاوت است، همه می گوییم ولایت فقیه ولی خیلی ارزشها متفاوت است.
خانم شریعتی ،آقای مطهری اشاره داشتند که برخی موارد در فراکسیون اصولگرایان باید اصلاح شود، شما هم به این نکته اعتقاد دارید یا خیر؟
شریعتی:...هیچ گاه خروج آقای مطهری از فراکسیون اصولگرایان انجام نخواهد شد چون ایشان یک عضو اصلی فراکسیون هستند.اما من یک چیزی را معتقدم. می گویم به هر حال همه ما نظرات خاص خودمان راداریم ولی آن کثرت در وحدت مهم است.به قول آقای دکتر افروغ آن نقص درون گفتمانی می تواند محقق شود. فراکسون بزرگ اصولگرایان اگر واقعاً نقد و انتقاد منصفانه در آن صورت گیرد،آقای مطهری واقعاً مطالب خودشان را اشاره کنند و تبادل نظر و گفتگو پیش آید، من فکر می کنم حق مطلب ادا می شود. نکته دیگر اینکه ممکن است ما بخواهیم یک فراکسیونی ایجاد کنیم که هم اصلاح طلبان باشند و هم اصولگرایان،این نقض غرض است. چون خود ایشان هم اشاره کردند دیگر امروز اصلاح طلبان مثل اصلاح طلبان مجلس ششم نیستند. بنابراین هیچ نفعی من برای این مسئله نمی بینیم. باز هم اینجا تأکید می کنم، فراکسیون اصولگرایان می تواند از نظرات آقای مطهری استفاده کند و ما هرچه به هم نزدیک شویم در پیشبرد اهداف نظام بیشتر موثر خواهیم بود. حالا اگر خیلی هم خوشبینانه نگاه نکنیم،بگوییم که جمع اصلاح طلبان و اصولگرایان مثلاً اجتماع نقیضین است که این طور هم نیست. این را هم طنز می شود گفت که به آقای مطهری
نه در مسجد دهندم ره که مستی نه در میخانه که این خمار خام است
.... بنابراین من فکر می کنم که وحدتمان را همچنان ادامه دهیم و این را حفظش کنیم و بتوانیم با نقد صریح و منصفانه و مخلصانه در تسریع پیشبرد اهداف نظام نقش داشته باشیم.
آقای مطهری ، خانم شریعتی اشاره داشتند که نفعی نمی بینند در جهت اینکه ما بخواهیم یک فراکسیون جدید در مجلس ایجاد کنیم. شما به چه هدفی آن فراکسیون را در مجلس دنبال می کنید؟
مطهری: صحبت خوبی فرمودند. یعنی ایشان می فرمایند که در درجه اول باید گفتگو شود،و اینکه اگر نقصی است برطرف شود. یعنی می خواهم بگویم راه باز است،راه برای گفت و گو درباره همین مبانی و اصول باز است. اگر به جایی نرسیدیم این کار را انجام دهیم. این حرف را من می پذیرم،حرف درستی است،ماهم آمادگی داریم این بحثها مطرح شود. اتفاقاً یکی از مباحث فراکسیون اصولگرایان همین است که مباحث فکری و اندیشه ای اصلاً مطرح نمی شود. معمولاً ما شعار می دهیم. شعار آزادی،شعار ولایت فقیه،شعار عدالت ورزی،شعاراستقلال فرهنگی می دهیم. ولی خیلی متفاوت است . ما داریم صحبت از استقلال فرهنگی می کنیم و عدم خودباختگی نسبت به فرهنگ غربی. اما از آن طرف ببینید یک عده از اصولگراها یک دفعه در مورد مسئله عفاف و حجاب می گویند که ما اصلاً قبول نداریم. اینکه دولت باید نظارتی داشته باشد و آنجایی که امر به معروف مستلزم اعمال قدرت است دولت باید واردعمل شود و ما انجام نمی دهیم و چنین و چنان. یک عده هم به خاطر مسائل امنیتی و روابط سیاسی سکوت می کنند. اگر ما اصولگرا هستیم باید اینجا هم فریاد بزنیم. اینجا هم انتقاد کنیم. به هر حال من می خواهم این را بگویم که ملاک برای ما اصول باشد، اصلاً منشأ پیدایش اصولگرایان همین بوده. که ملاک تشخیص حق افراد و شخصیتها نیستند ،بلکه ملاک تشخیص افراد و ارزیابی و شناخت افراد و شخصیتها حق است. ملاک ماباید حق ،اصول و مبانی باشد. یا درباره آزادی بیان، یک عده فرض کنید 10 تا روزنامه ها هم می بندند،می گویند احسن درست است. یک عده هم می گوینداین مخالف آزادی بیان است. این بهانه هایی که ما درست می کنیم، درست نیست. یا خیلی مسائل دیگر. یابحث ولایت فقیه. شما الان یک عده ای از اصولگرایان تصورشان ازولایت فقیه این است که ما در جزئی ترین کارها بایدبدانیم که تمایل رهبری چیست بعد ما اظهار نظر کنیم،این غلط است. ما باید کار خودمان را انجام دهیم.اختیاراتی داریم،کارهایی داریم، میتوانیم انجام دهیم. اگر رهبری صلاح نداند پیغامی می دهند. بالاخره در رسانه ها اعلام می شود ما انجام نمی دهیم. من مثالی می زنم برای شما، مثل داستان استیضاح آقای کردان که ما این داستان را شروع کردیم. خیلی از همین آقایان اصولگرایان معترض بودند که چرا ما این کار را می کنیم،این تکلیف دولت است،رهبری از دولت حمایت کرده،شما آیا این کار را با رهبری هماهنگ کردید یا خیر؟ من گفتم اینکار چه معنی دارد،مگر نماینده باید همه کارهایش را با رهبری هماهنگ کند؟ مااختیاراتی داریم، ما صلاح می دانیم که این کار باید بشود، این به صلاح دولت است به صلاح کشور است. با هزار زحمت این کار راانجام دادیم. اگر فشار رسانه ها و فشار افکار عمومی نبود، اصلاً این کار انجام نمی شد. به خاطر این نوع تفکری که در بین اصولگراها هست. در انتخابات ریاست جمهوری شما دیدید که اصلاً رهبری چند معیار اعلام کردند که رأی شماچنین باشد،چنان باشد. حالایک عده تلاششان این است که همه را بر آقای احمدی نژاد منطبق کنند. حالا ما فرض می کنیم که منظورشان ایشان هم بود، فرض می کیم نظر رهبری هم بود، اما این راه بسته نیست. شما می توانید کاندیدای جدیدی مطرح کنید و رقابتی باشد ...مطرح میکنند ما احساس می کنیم که تمایل رهبری این است. این اشتباه است. خود رهبری اسم کسی را به زبان نیاوردند، حتی تصریح داشتند که من نظر به شخص خاصی ندارم و چنین و چنان. اشکال ما برسر این مسائل است. یعنی برداشتهایی که اصلاً دست و پای اصولگرایان را بسته، از هر گونه ابتکار عملی جلوگیری کرده. من می گویم ما باید یک اصلاحی در درون اصولگرایان انجام دهیم. طوری نشود که شما الان از مردم سوال کنید که اصولگرا یعنی چه؟می گویند یعنی سکوت، کتمان حقایق،تملق و چاپلوسی.اگر برخی از این مشکلات حل شود نیازی به فراکسیون نیست. اما اگر حل نشود چه لزومی دارد ما در جایی باشیم که اصلاً برداشتها گاهی 180 درجه با هم متفاوت است.
شریعتی:من می خواهم عرض کم که می شود راه حل را خیلی راحت تر و میانبرتر به کار برد. در اولین نشست فراکسیون اصولگرایان،آقای دکتر مطهری مطالبی را مطرح کند، هم شنونده باشند،هم گوینده باشند، هم متقاعد کنند، هم متقاعد شوند. این خیلی خوب است. نکته دیگری که فرمودند که تا اسم اصولگرایی در اذهان این گونه مسائل منفی می آید ، من فکر می کنم این گونه نیست. به هر حالاصولگرایان واقعی هم اعتقادات درستی دارند، ممکن است در جمع اصولگرایان هم کسانی باشند یک مقداری تزلزلی در گفتار و رفتارشان وجودداشته باشد، ولی این را نمی شود تعمیم داد. از طرفی اصولگرایان هم بالاخره به یک رشد و بلوغ فکری رسیدند که خودشان تصمیم بگیرند در مسائلی که وظیفه شان است.آنجایی که ما می گوییم ولی فقیه، بعنوان فقیه جهان اسلام مسلماً نظرایشان برای ما وهر اصولگرایی ارزشمند است،حتی برای اصلاح طلب واقعی. اینها را نمی شود به نحوی عنوان کرد که هر کدام به شکل یک نقد مطرح شود. من معتقدم با احترامی که هم به اصلاح طلبها می گذاریم،اصلاح طلبان واقعی، هم اصولگرایان، به هر حال باز هم راه گفت و گو به هیچ وجه بسته نیست و در جلسات مختلف می توانیم نظرات همدیگر را بشنویم و نقد کنیم و واقعاً فکر و ذکر و نیتمان خدا باشد و تعالی آن انجام وظیفه ای که همه مان می خواهیم داشته باشیم. آقای مطهری هم نظراتی بسیار ارزشمند دارند. من باز هم خدمت ایشان تأکید می کنم که حتماً نظراتشان را در فراکسیون مطرح کنند و یک بابی باز کنیم برای گفت و گوی علمی و کاری که این گفت و گو ها ما را به یک دانشی برساند که آن دانش هم حکمت شود و حکمت هم یک معرفتی به ما دهد که ما بتوانیم در طی آن معرفت و شناخت انجام وظیفه درستی داشته باشیم و در پیش خدا و خلق خدا شرمنده نباشیم.
آقای رسایی شما صحبتهای آقای مطهری و خانم شریعتی را شنیدید، شما چه نظری دارید در مورد این مباحثی که مطرح شد؟
رسایی:من حالا کامل در جریان بحث نیستیم. اما موضوع بحث این فراکسیون جدیدی است که آقای مطهری اعلام کردند می خواهند تشکیل دهند.
البته آقای مطهری اشاره کردند که اگر آن مشکلاتی که با فراکسیون اصولگرایان دارند حل نشود اقدام به تشکیل فراکسیون جدیدی خواهند کرد.
رسایی: الان منظورشان قاعدتاً فراکسیون اصولگرایان بود،چون موضوع بحث فراکسیون جامعه اصولگرایی نیست،یعنی بحث اصولگرایی در بیرون نیست. آنهاهم ممکن است عیب و ایراداتی داشته باشند، انتقاداتی طبیعتاً به بخشی از دوستان اصولگرا طبیعتاً وارد است ،اما موضوع بحث و موضوع فعلی که آقای مطهری الان می خواهند انجام دهد،مربوط به نمایندگان مجلس می شود. من شنیدم ایشان فرمودند که الان تعریف از این فراکسیون و اصولگرایی،بحث تملق و چاپلوسی و سکوت و اینهاست. من منتقد فراکسیون اصولگرایان هستم و مواضعم را هم نوشتم.ولی انتقاداتم به اینها برنمی گردد،یعنی من فکر نمی کنم مشکل فراکسیون اصولگرایان این موارد باشد.ولی ولو اینها باشد، رئیس فراکسیون اصولگرایان کیست ؟ واین مشکلات ناشی از چه نوع تفکراتی است؟ از کجا ناشی شده؟ ....چون بسیاری از این ها برمی گردد به ترکیبی که ما انتخاب می کنیم برای شورای مرکزی،شورای مرکزی از آن ترکیبی که برای هیئت رئیسه انتخاب میکند. بنابراین من فکر می کنم که این نگاه، نگاه درستی نیست. مهمترین مشکل فراکسیون اصولگرا الان عدم تحرکش است، عدم جنب و جوشش است، عدم برگزاری جلساتش است که دلیل عمده آن هم برمی گردد به اینکه متأسفانه دوستانی که در رأس فراکسیون هستند مشغله هایشان زیاد است. رئیس فراکسیون رئیس مجلس است که هزار کار دیگر هم کنار آن به صورت ذاتی دارد. یعنی جایگاه رئیس مجلس اقتضا می کند که این گونه جلسات و سفرها را داشته باشد. نایب رئیس فراکسیون، نایب رئیس مجلس است،نایب رئیس دوم فراکسیون ،نایب رئیس دوم مجلس است.
آقای مطهری هم اشاره داشتند که مباحث فکری و اندیشه ای خیلی در فراکسیون اصولگرایان مطرح نمی شود.
رسایی:بالاخره مباحث فکری و اندیشه ای باید در این جلسه برگزار شود. یعنی باید موضوع جلسه اعلام شود. البته در فراکسیون جای این گونه مباحث به صورت ... نیست. من این نگاه آقای مطهری را قبول ندارم که در فراکیسون در مورد این گونه چیزها... اینها هر کدام این آدمها یک پیشینه ای دارند، یک مواضع فکری دارند. منتها باید به هم نزدیک شوند. الان آقای مطهری نقصی را دیدند که می خواهند به دنبال تغییر و به قول خودشان دنبال رفروم اند و می خواهند یک دگرگونی ایجاد کنند. فکر می کنم راهی که رفتند راه اشتباهی بوده.
آقای مطهری ، اشاره داشتند که برخی مباحث فکری و اندیشه ای که مد نظر شما است، خیلی در فراکسیون جای بحث ندارد. شما هم به این موضوع معتقدید؟
مطهری:خیر. هر عمل سیاسی باید مبتنی بر کار فکری باشد.
رسایی:آخر فرض بر این است که این آدمهایی که دریک فراکسیون جمع می شوند از نظر فکری با هم یک تفاوتی در این گونه مسائل با هم دارند. اگر ما توافق نداریم ... بالاخره ما دو جریان فکری سیاسی در مجلس هستیم. در جامعه هم همین طور است. یک جریان فکری سیاسی، خودش را،پیشینه اش را، سابقه اش را به اصولگرایی می شناسد. یک جریان فکری سیاسی،پیشینه و سابقه خود را به اصلاح طلبی. هر کدام از اینها عملکردی دارند، مواضعی دارند، همه اینها هم محاسن دارند هم معایب. به عقیده من محاسن جریان اصولگرایی بیش از معایب آن است. و معایب جریان اصلاح طلبی بیش از محاسن آن است. آن هم به مبنای فکری شان بر می گردد. چه در حوزه سیاست، چه در حوزه حقوق اساسی مردم. چه در حوزه مسائل اجتماعی فرهنگی. همه اینها به آنجا برمی گردد. شما که الان می گویید من می خواهم یک فراکسیون درست کنم. و تازه در تعریف شما که من دیدم،درمصاحبه هایتان اعلام کردید که این فراکسیون تشکیلی و یک مجموعه ای از اصولگرایان و اصلاح طلبان مجلس است. این می تواند یک چیز جدیدی باشد،به عقیده شما تلفیق کنید. اما اینکه شما فرمودید که این فراکسیون زیرمجموعه فراکسیون اصولگرایان است. این غیرممکن است . به دلیل اینکه فراکسیون اصولگرایان اساس نامه ای دارد. که آن اساسنامه ها مقدمه و موخره ای دارد. شرایطی ذکر شده برای کسای که عضو این فراکسیون هستند.
مطهری:اولاً شاید آقای رسایی این مطالب ما را گوش نکرده باشند. من عرض کردم این مطلبی که دیروز و امروز در رسانه ها نقل شده، این حرفی است که من حدود یک ماه پیش گفتم. آن زمانی که بحث اخراج بنده از فراکسیون اصولگرایان مطرح بود. گفتم اگر این کار اتفاق بیفتد ما یک فراکسیونی ایجاد خواهیم کرد، با یک سلسله اصول و مبانی مشخص و معینی که می تواند از اصولگرایان و اصلاح طلبان مجلس تشکیل شده باشد. یک جمله شرطیه بوده. حالا چه شده که امروز این مسئله را مطرح کردند من نمی دانم که از کجا ناشی شده.
رسایی:خیر. همین خبرگزاریهای اصلاح طلب مطرح کردند.
مطهری:اولین بار سایت عصر ایران . که من به آنها هم گفتم که خبر را بردارند، به تابلویشان هم زده بودند من گفتم بردارند،بحث این بود. من گفتم ممکن است باز به شرایطی برسیم که لازم باشد چنین کاری انجام شود. ولی اینکه آقای رسایی می فرمایند که این افرادی که در مجلس هستند، به هر حال همه یک پیشینه و سابقه ای دارند،مبانی فکری دارند، اتفاقاً بحث در همین جاست. یعنی ما بر یک سلسله کلیات توافق کردیم. یعنی گاهی اساساً در یک سلسله ما مشترکات لفظی توافق کردیم. از الفاظ مشترک استفاده می کنیم ولی مقاصد مختلف داریم. الان واقعاً همین مسئله آزادی بیان،از نظرمن و آقای رسایی دو گونه است. ما دو بیان داریم، دو گونه برداشت. داریم. در مورد ولایت فقیه همین طور. درباره مسائل فرهنگی،درباره استقلال فرهنگی همین طور. درباره تحقق عدالت و مثلاً در رابطه عدالت و اخلاق و معنویات،ممکن است برداشتها متفاوت باشد. ما بیاییم آن اصول را به صورت مشخص بیان کنیم، بعد روی اینها توافق کنیم. بگوییم ما این اصول را با این بیان، با این برداشت قبول داریم، حالا روی اینها می ایستیم. ولی حالا فکر می کنم ما خیلی متفاوت فکرمی کنیم. در یک جاهایی اصلاح طلبها اصولگراتر از ما هستند. اینها واقعیت است.
رسایی:می شود بگویید در کجا؟
مطهری:مثلاً به آزادی بیان اینها آنچه مثلاً شهید مطهری گفته بسیار نزدیک تر است تا مثلاً امسال آقای رسایی و دوستانش
رسایی:عیب ندارد آقای مطهری این دوستان اصلاح طلبی که در مورد آزادی بیان مطالبی را مطرح می کنند،آیا مواضع اینها نسبت به دوم خرداد تغییر کرده؟ یا همان مواضع است؟
مطهری:من نمی دانم.خیلی هایشان تغییر کرده
رسایی: شما در دوم خرداد ،یکی از انتقادات جدیتان که در یادداشتهایتان و مصاحبه هایتان هم هست، در مورد همین بحث آزادی وآزادی بیانی بود که آنها معتقد بودند....حالا من هم کلیت آن را نمی گویم،من هم تک و توک می دانم دوستان اصلاح طلبی هستند که آن گونه معتقد نیستند ولو خودشان را هم اصلاح طلب می دانند. بحث کلیت است. این کلیت یا عوض شده یا بدتر شده یا بهتر شده. اگرتغییری نکرده پس مشخص می شود که شما تغییر کردید. یعنی آقای مطهری سال 88،89 دیگر آقای مطهری سال 79 نیست. آقای مطهری سال 79 یک جور فکر می کرد،آقای مطهری سال 89 طور دیگر. شما شاید بگویید بله همین طوری است. من هم عیبی نمی بینم. من می خواهم بگویم شما تغییر کردی. آنها تغییر نکردند.
مطهری:نخیر.
رسایی:اگر آنها تغییر نکردند پس چرا شما در سال 89 منتقد مبانی فکری انها در حوزه آزادی بیان بودید ، وگرنه آدم های اینها که عوض نشده،؛آقای خاتمی،آقایان دیگر که فرق نکردند، تازه وضعیت اینها بدتر شده. اینها مهمترین دیالوگهایشان، مهمترین تئوری پردازانشان در این موضوعات،مثل آقای مهاجرانی است، مثل آقای کدیور است، مثل آقای سروش است. تقریباً همه اینها یا پناهنده اند، یاکارشناس بی بی سی شدند، یاکارشناس وی اُ ا شدند.
مطهری:منظور ما از اصلاح طلبها،اصلاح طلبان معتدل است. در آن دوره اینها در مسئله آزادی بیان،موضع نسبتاً خوبی داشتند. منتها آنچه که در آن موقع ...
رسایی:درآن موقع! یعنی در سال 79 آزادی بیان خوب بود؟
مطهری:بله. آنچه که برای اینها مشکل ایجاد کرد این بود که مسئله آزادی تفکر را با مسئله آزادی اجتماعی مخلوط کردند. اینها ...
رسایی:الان دیگر نکردند؟
مطهری:خیر. الان بحث ما در مورد آزادی بیان بود. اینها مسئله آزادی بیان را به مسائل اجتماعی سرایت دادند. رسایی:این یعنی نگاهشان نگاه درستی نبوده.
مطهری: یعنی همانطور که تفکرباید آزاد باشد ما در مسائل اجتماعی هم مثل عفاف و حجاب هم باید ازاد باشیم
رسایی:حال من سوال می کنم،آقایان واقعاً معتقد به آزادی بیان بودند؟ یعنی آزادی اجتماعی را کار نداریم، بنده یک مولف بودم در سال 79 ،هر 5 کتاب من با سانسور منشتر شد. تازه می دانید اشکالات چه بود؟ من استناد می کردم به مواضع اینها تا با ذکر سند و مدرک اجازه چاپ کتابها را نمی دادند. خود شما واقعاً آن موقع وقتی می خواستید صحبت کنید، ایا مواضع شما را ....ایا مواضع آقای علی مطهری در سال 79،در نشریات اصلاح طلب که آن نشریات جای بحث آزادی بیان است، آیا مواضع شما را،دیدگاههای اجتماعی،دیدگاههای شهید مرحوم مطهری را،دیدگاههایی که شما به عنوان مبانی فکریتان قبول دارید،اینها آنجا بازتاب میدادند. یعنی آقای کدیور،اقای سروش،آقای اکبرگنجی آن موقع آن یادداشتها و آن مقالات را می نوشتند. اینها همه می گفتند آزادی بیان،یادتان هست؟اینها دین را زیرسوال می بردند، مبانی فکری را زیر سوال می بردند. همین حرفهایی که امروز آقای گنجی آنجا می زند، انکار امام عصر می کند. آقای مهاجرانی که ازنظر حمایتی در رأس این جریان بود،آن موقع منظور آنها از آزادی بیان این چیزها بود. شما این را درست می دانید آقای مطهری که می فرمایید که آن موقع هم آزادی بیان مشکلی نداشت.
مطهری:خیر. من کاری به افراد خاص ندارم، نگاه کلی اینها،نگاه کلی مثلاً آقای خاتمی به آزادی بیان خوب بود،آما همین مخلوط شدن آن با مسئله آزادیهای اجتماعی مشکل ایجاد کرد. البته از مسئله آزادی بیان هم سو استفاده شد. آن به جای خود مقالاتی نوشته شد که مصداق کتب ضلال بود. من اینها را قبول دارم. همیشه سواستفاده در کنار یک جریان درست وجود دارد،امروز هم وجود دارد.
رسایی:برخی اوقات به قدری تعداد آن زیاد می شود که وجه قالب آن می شود. متأسفانه در دوره دوم خرداد همین بود. تعداد و مصادیق به قدری زیاد بود که آن وجه قالب بود. والا من که دارم به شما می گویم. همین الان هم من معتقدم در جریان اصولگرایی بالاخره یک...اصولگرایی یعنی مبارزه با فساد،یعنی واقعاً همه اینهایی که ادعای اصولگرایی می کنند در همه مصادیق مبارزه با فساد، یک جاهایی کوتاه می آیند. من این را قبول درام ولی جریان قالب در اصولگرایی واقعاً این نیست. جریان اقلیت این است. متاسفانه در آنجا برعکس بود. من می خواهم بگویم آقای مطهری آنها یا عوض شدند یا نشدند؟ اگر عوض نشدند امروز تمایل شما به آنها و حداقل .... برازنده شما نیست. یعنی از شما انتظار ندارند. این باعث شده که انتقادات زیادی متوجه شما شود. این به این دلیل است که من فکر می کنم حضرتعالی باید در این بیان،یعنی شما اگر می خواهی استقلال رأیت را می خواهی نشان دهی،گاهی دچار این خبط و خطاها می شوی متأسفانه.
مطهری:خیر. آقای رسایی من قبول ندارم این دیواری را که شما بین اصولگراها و اصلاح طلبها می کشید . ان گروه ساختار شکن اصلاح طلب الان کنار است. کسی هم قبول ندارد،اصلاح طلبان فعلی هم آنها را قبول ندارند
رسایی:پس چرا اعلام نمی کنند؟ما درمورد مجلس داریم صحبت می کنیم. همین نمایندگان اقلیت به دیدار آقای موسوی می روند.
مطهری:اگر هم به دیدار رفتند، شاید هم رفته اند نصیحت کرده اند، شما چه میدانید؟ نفس دیدار معلوم نیست اشکال داشته باشد که امثال شما این را بزرگ می کنند.
رسایی:خیر دیدار تأیید آمیز است مواضعشان را... مواضع مشخص شده شاید شما مطالعه نمی کنید.
مطهری:این مواضع هر چه باشد من می خواهم بگویم نفس دیدار مشکل ندارد،شما شاید می خواهید با آقای موسوی گفت و گو کنید،نصیحت کنید.
رسایی:قبول دارم. البته دیدارشما در همه موارد نیست. یک موقعی این آقایان مواضعشان مشخص است. بله،من تا قبل از جریان فتنه و آشوبها و درگیریها و ریختن آبروی نظام شاید من هم می رفتم دیدار می کردم،کما اینکه در موقعی که آقای کروبی رئیس مجلس ششم بود ،بنده با او دیدار کردم،گفت و گو کردم. صحبت کردم.بابرخی آقایان دیگر هم این کار را کردم. ولی مثلاً شما بگوییدمن می خواهم بروم شیمون پرز را نصیحت کنم،این یعنی چه؟ یعنی مشروعیت بخشیدن به آدمی که دارد ...
مطهری:این مقایسه درست نیست،اینکه شیمون پرز
رسایی:من نمی خواهم بگویم،البته اینها در آن راستا حرکت کردند. امروز دارند از آنها دارند از ما حمایت می کنند.
مطهری:شما بحث را طوری مطرح می کنید که مثلاً ما مدافع اصلاح طلبانیم،شما مدافع اصولگرایانید....
آقای رسایی: من می خواهم جلوی شما را بگیرم،بگویم این گونه نیست. من دارم زور می زنم آقای مطهری اعلام کند خیر من آن نیستم. شما دارید می گویید که یک فراکسیون درست کنم ترکیبی از اصولگرا و اصلاح طلب.من می گویم آقایان اصلاح طلب ما که هنوز آن اکثریت تغییر نکرده،حتی در مجلس.
مطهری:من گفتم یک مبانی را مشخص می کنیم. اینها را روی یک برگه می نویسیم،یک،دو،سه ،چهار مشخص می کنیم،برداشت ما از ولایت فقیه این است. برداشت ما از آزادی بیان این است. برداشت ما از استقلال فرهنگی این است. برداشت ما از عدالت این است. اگر قبول دارید،شما در این فراکسیون هستید. اگر خیر،نیستید. بنابراین تکیه ما روی مبانی است. اساساً این قالب ها و این ظواهر را کنار می گذاریم که این اصولگرا،اصلاح طلب،هر کس که این قوانین را قبول دارد می تواند بیاید.
رسایی:الان هم به همین مبانی ما شناخته می شویم . منتها به قول شما بله. گاهی نظر شما در مورد ولایت فقیه متفاوت از دیگری است. به نظرمن شما یک نگاه حداقلی و حداکثری... این چیزهایی که می گویید نیست. مثلاً این گونه نیست که ما آب نخوریم بگوییم باید ببینیم آقا چه می گوید ما آب بخوریم یا نخوریم؟
مطهری : چرا . تقریبا اینگونه است
رسایی :این اتهام است . هزارمورد دیگر،مثلاً من در مورد موضوع انتقاداتی که شخصاً از آقای مشایی دارم. یا مثلاً انتقاداتی که بنده از آقایان دیگر در دولت دارم. خیلی چیزها مشخص است. دعوای ما با مثل شما،یا اختلاف ما با مثل شما دقیقاً در مواردی است که می گوییم رهبری در این گونه موارد اعلام کرده و مووضع را مشخص کرده. مثلاً دربحث کنکاش با دولت ،درحالی که من هم منتقد دولت هستم. شما خودتان دیدید بنده از وزیر ارشاد سوال کردم و پای آن هم محکم ایستاده ام. کوتاه هم نمی آیم. دو سال است دارند تلاش می کند بنده کوتاه نمی آیم. موردش چیست؟ موردش ازمواردی بود که شما هم تأیید می کنید باید اینجا...من هم درموضوعی که شما دیروز در کمیسیون مطرح کردید دفاع کردم، گفتم این حرف درست است.پس این گونه نیست آقای مطهری که ما مثلاً هر کجا همه کارهایمان را زمین گذاشته ایم،منتظریم که آقا... اصلاً این گونه نیست. خیر دقیقاً در مورادی است که آن موارد محل اختلافی بین ما هست، ما فکر می کنیم که آن موارد موضوع ختم ...آمده. مشخص شده. بالاخره
مطهری:خیر. در بسیاری موارد که می شود اصلاحاتی انجام داد،مسئله ولایت فقیه را به گونه ای مطرح می کنید که به شکل یک مانع در می آید...
رسایی:من به شما می گویم که مصداقی بگویید.
مطهری:به هر صورت بحث سر فراکسیون بود. بحث سر این بود که این حرف را آن موقع گفتم.
رسایی:پس شما فراکسیون تان به این معنا نیست که به اصلاحات تمایل داشته باشید، شما یک مبانی فکری دارید؟
مطهری: بله. هر کس که دوست دارد.
رسایی:من هم خودم را یک اصلاح طلب می دانم؛منتها نه آن چه مشهور شده. من حرفم به شما این است این چیزی که به نام اصلاحات مشهور شده به قدری بد نام است ، به قدری بدنام است که برای آقای مطهری جای علامت سوال ایجاد می کند. مگر شما قید بزنید.
مطهری:عرض کردم، دو گروه اند . گروه ساختار شکن به قول شما بدنام است. ولی گروه دیگر بدنام نیستند .
رسایی:من نمی گویم همه شان. این جریان فتنه ای که درست کردند چه بود؟ الان شما نگاه کنید حامیان اینها چه کسانی هستند. این الان دیگر جزو مواردی است که مشخصاً .. شما دیگر این را عملاً قبول دارید . جایی که صراحتا رهبری به عنوان رهبری موضع گرفته... این یکی از مواردش همین مورد اخیر است که رهبری فرمودند اینها خارج از نظام اند. در این مورد اخیر که آقای هاشمی رفسنجانی
مطهری:این شاید شامل یکی دو نفر شود.
رسایی:خیر. یکی دو نفری که اکثریت این جریان اقلیت از او حمایت می کند.
مطهری:خیلی از آنها هم حمایت نمی کنند. بسیاری از اینها هم اشتباه کردند،بله.
رسایی:چرا اعلام عمومی نمی کنند. خود اینها مسئله است.
مطهری:شاید به خاطر مواضع امثال جنابعالی باشد.
رسایی:این به نظر شما اصلاح طلبی است؟ که اگر مثلا من خوشحال می شوم کتمان حق می کنند. این که بر خلاف بحث سیاسی است.
مطهری:در اینکه آقایان در فتنه نقش داشتند شکی نیست. منتها بر این که خود ما هم در ایجاد زمینه فتنه و تشدید آن نقش داشتیم هم شکی نیست. ما بایدهمه اینها را کنار هم بگذاریم.
رسایی:می گویند... یعنی شما اگر برای خودت نقشی قائلی ما حرفی نداریم.
مطهری:منظور من از ما یعنی همین اصولگرایان.
رسایی:حالا به هر ترتیب ... رهبری فرمودند که یک اصولگرا حتماً اصلاح طلب است، اصلاح طلب واقعی هم حتماً اصولگراست. منتها این چون متأسفانه دراین یک سال و نیم گذشته عملکرد اکثریت انها به قدری با آفت مواجه شد که امروز تقریباً در نگاه مردم و در نگاه جامعه تبدیل شدند به کسانی که به تعبیر رهبری،رقاصه ها و مطربها دارند از شما حمایت می کنند. دیگر از امریکا و اسرائیل و منافقین و سلطنت طلبها گذشته. رسیده به این درجه پایین ها.وقتی این گونه شده، شما وقتی می گویید این شکلی ،داری خودت را نزدیک می کنی.مادلمان می سوزد. ما می گوییم آقای مطهری یک مقدار شفافتر،روشن تر، طوری که از شما سواستفاده نکنند. از نام شهید مطهری سواستفاده نکنند.
مطهری:کل حرف ما این بود که ما روی آن مبانی و اصول تأکید داریم، اصلاً این قالب ها را به رسمیت نمی شناسیم. شما روی این قالبها خیلی تأکید می کنید. که اصلاح طلبان خائنند و اصولگرایان خوبند .من این را قبول ندارم . من کاری به این دسته بندیها ندارم هر کسی مبانی را قبول دارد،مثلاً داخل این فراکسیون است ...
رسایی:
آقای مطهری شما یک جستجویی همین الان در سایت های جستجوگر انجام دهید درمورد این موضوعی که دیروز تا حالا به شما بستند، به قول خودت می گویی برای یک ماه و نیم پیش است. خود همین علت دارد، چرا آقای مطهری؟
مطهری:بله ما به این موضوع توجه داریم، می خواهند هل دهند. ما این را قبول داریم.
رسایی:جستجو کن ببین کدام سایتها هستند. هم داخلی هم خارجی.
مطهری:ما توجه به این چیزها نداریم، هر وقت صلاح بدانیم انجام می دهیم،صلاح ندانیم انجام نمی دهیم.
رسایی:پیشنهاد من این است ،آقای مطهری همین امشب یک بیانیه ای یک یادداشتی بنویسد،خیلی شفاف همین چیزهایی که الان فرمودید را بگویید و آن نقطه را کور کنید.
مطهری:الان هم دارد منتشر می شود دیگر.
رسایی: چون این قصه واقعاً یک فتنه و توطئه بود. عمدتاً هم دنبال استفاده از نام شما،موقعیت خانوادگی شما هستند که من فکر می کنم شما باید جلوی انها را بگیرید.
مطهری:ما که در همین حد توضیح می دهیم.
رسایی:رادیو گفت و گو یک چیز است. بحث و گفتگو یک چیز است. یک صفحه ای شما بنویسید که مقصودی که شما می فرمایید،بله آن چیزی که مورد نظرمن است همان چیزی است که رهبری فرمود اصلاح طلب اصولگراست و اصولگرا اصلاح طلب است.
مطهری:بله. ما اصلاً روی مبانی تأکید داریم. دسته بندی به شکل اصطلاحی را من خیلی قبول ندارم. هرحال خیلی ممنون
آقای مطهری ، اشاره ای هم داشتید که اگر این اختلافاتی که وجود دارد حل شود، در واقع آن موضوع فراکسیون اتفاق نخواهد افتاد.
رسایی:من فکر می کنم بحث آقای مطهری چیز دیگری است که با نوشتن یادداشت این سواستفاده ای که یک عده بر آن طمع کردند،کاملاً برطرف می شود.
مطهری:بله. من که الان معتقدم،می گویم که نقایصی وجود دارد تلاش می کنیم که آن نقایص رفع شود، اگر یک وقت رفع نشود ممکن است یک وقتی ما احساس کنیم چنین کاری لازم است. ممکن است انجام دهیم. ولی این حرف ما برای آن وقت بوده.
این اختلافات را در خود فراکسیون پیگیری می کنید؟
مطهری:بله. ما تلاش می کنیم. این پیشنهاد خانم شریعتی پیشنهاد خوبی بود. ما این را دنبال می کنیم. اما اگر احساس کنیم که لازم است یک چنین حزبی تشکیل شود،بعد خودمان اعلام خواهیم کرد. نیازی نیست که دیگران از طرف ما اعلام کنند.
فکر می کنید این اتفاق در فراکسیون چه زمانی می افتد که نشستی باشد که اختلافات بررسی و مطرح شود؟
رسایی:من عضو فراکسیون اصولگرایان هستم ولی عضو شورای مرکزی اصولگرایان اجلاس نیستم. یکی از مشکلات فراکسیون اصولگرایان این است که تأسیس آن بر اساس مبانی اصولگرایی نبود. یعنی آقای لاریجانی روز اول گفتند که سهمیه بندی می کنیم، استانهایی که مثلاً 10 نماینده اصولگرا دارند دونفر سهمیه داشته باشند، شهرهایی که یک دانه دارند همان یک نفر بیاید. اصلاً این بر اساس صلاحیتها، لیاقتها، توانمندیها نبود. و همین مشکل درست کرد. یعنی وقتی ما سهمیه بندی کردیم، الان طوری شده که ما متأسفانه در فراکسیون اصولگرایان نمایندگان محترمی حضور دارند که از نظر من محترم هستند، من نمی خواهم بگویم آنها دیگر نماینده....ما اول از جهت فکری ... این که آقای مطهری می گوید،این انتقادات وجود دارد. ما این انتقادات را خیلی پیش از این مطرح کردیم. ولی آن موقعی که ما مطرح کردیم، همین جریان رسانه ای آمدند و اعلام کردند که امثال رسایی و حسینیان و زارعیان و کوچک زاده می خواهند انشقاق در فراکسیون اصولگرایان درست کنند. ولی وقتی آقای مطهری مطرح کردند،همین سایتها،همین رسانه ها هم که شناخته شده هم هستند، همین را به عنوان یک حرکت پویا،یک زایش جدید،این دیگر همان جنگ نرمی است که ما بارها گفتیم. واقعیت ها را خوشبختانه مردم چون می فهمند و متوجه اند، گول این چیز ها را نمی خورند. توصیه من به آقای مطهری هم این بود که نگذارند این سواستفاده صورت گیرد. حرفی راکه ایشان یک ماه و نیم پیش زده. من آن موقع دیده بودم،ولی یک دفعه از دیروز این تبدیل می شود به خط رسانه ای. و همه روی آن کار می کنند.طبیعتاً در حرکتی پشت آن است،جریانی پشت آن است. به هر ترتیب
آقای مطهری، به بحث سهمیه بندی استانی اشاره شد،شما موافقید با این یا شما هم فکر می کنید به فراکسیون آسیب می رسد.
مطهری:بله. من هم آن موقع موافق نبودم با این کار. من گفتم استان تهران،15 نفر آدم صالح برای این کار داشته باشد. مثلاً استانی فردی را نداشته باشد. من هم آن موقع موافق نبودم.
رسایی:من الان خدمت شما عرض می کنم. الان ما استانی داریم، نماینده هایشان سهمیه بندی کردند،می گویند دوسال تو بودی الان نوبت من است. یکی از مبانی اصولگرایی که آقای مطهری هم قطعاً به آن معتقدند، این است که ما باید بر اساس صلاحیتها کار کنیم، بر اساس توانمندیها کار کنیم. اینکه تو بودی حالانوبت من است. درحالی که آن طرف از جهت مبانی فکری مسئله دارد، از جهت مبانی اقتصادی... بالا خره سفت نیست از لحاظ برخی امور. حالا می گوییم درهر قشری در هر جامعه ای، در خود مدیران دولت هم دولتش هم این موردها هست. من نمی خواهم بگویم فقط نماینده ها این گونه هستند. در دستگاه قضایی هم این گونه چیزها پیدا می شود. ولی وقتی که سهمیه بندی کردی طرف خودش را ذی حق می داند. و همین مشکل درست کرده. همین شما می بینید که یک آش شله قلمکاری درست شده. من باز با همین انتقادها که دارم می گویم باز این را نسبت به آن جریان،به کلیت آن جریانها، نه به تک تک افرادش، به مبانی فکری آن فکر می کنم اینجا سلامت بیشتر است ولی خیلی بهتر از این می شد عمل کرد. خیلی بهتر از این می شد فراکسیون را یک فراکسیون متحد معتدل فعال پویای پرتحرک درست کرد. الان شما نگاه کنید، اتفاقاتی که می افتد در همین چند وقت اخیر چند تا مورد پیش آمد. از همین وقف دانشگاه آزاد که مسئله درست کرد، انتقادات زیادی را متوجه کرد. یک عده آمدند جلوی مجلس، بالاخره از نظر من آنها ذی حق، ازنظر دوستان ما می گفتند طبیعتاً اینها نباید اینجا می آمدند. یا مثلاً در بحث کاهش تعرفه خودرو،علی رغم اینکه رهبری به صورت مشخص و صریح و ان چیزی بود که حق مردم هم بود.یعنی خودرو را نگاه کنید در این کشور چه کسانی استفاده می کنند،آدمهای متمول . ما این را وارد کردیم با قیمت ارزانتر. میوه ای که آدم های مستضعف می خواهند استفاده کنند،تعرفه اش یکی است. آن وقت رهبری به صورت مشخص موضع گرفتند، در مجلس آمد این موضوع رأی نیاورد.
مطهری:یکی از نقاط اختلاف ما با آقای رسایی همین جاست. که فوراً مسئله رهبری را مطرح می کند.من می گویم فرضاً نظر رهبری هم مشخص،اما نمایندگان نظر دیگری دادند.اشکالی ندارد. شورای نگهبان بالای سر مجلس است. و شورای نگهبان همان دست رهبر است. دیگر نیازی نیست که ما ... آنچا نماینده می گوید من رأی خودم را می دهم. یک وقت موافق نظر رهبر می شود،یک وقت مخالف ، شورای نگهبانی است که این نماینده رهبری است. من میخواهم بگویم نماینده باید کاملاً مستقل رأی دهد. مدام پای رهبری را در مسائل به وسط نکشیم. رهبر حکم حکومتی دارد، همه باید تابع باشیم. من می گویم من می خواهم اینجا رأی دهم نظرتخصصی من چیز دیگر است،هیچ اشکالی ندارد. یکی از نقاط اختلافی ما همین چیزهاست.
رسایی:محل اختلاف است، درست هم می فرمایید. انتقاد من هم به شما همین است. شما 10 دقیقه پیش فرمودید که آنجایی که رهبری صراحتاً چیزی بگویند ما باید همه تابع آن باشیم.من می گویم ایشان آمد به عنوان سیاستگذار نظام،به عنوان کسی که
مطهری:... مسئله تخصصی است. این حکم حکومتی که نیست. اینجا نماینده ،مثل قضیه رأی اعتماد به وزراست. باز هم نماینده آزاد بود رأی مثبت بدهد یا منفی.
رسایی:آن خیلی فرق می کند.
مطهری:آن چیزهایی که من می گویم باید بحث شود اینهاست. یعنی ما در فراکسیون باید راجع به اینها صحبت کنیم.
رسایی:حضرت امام در دوره آقای موسوی گفتند که آقای موسوی باید بماند و مصلحت جنگ است، فلان است. 99 نفر آن روز آمدند رأی دیگری دادند. از نظر بنده با نگاه بنده و با نگاه مردم ،با آن نگاهی که ما پذیرفتیم اگر این طوری باشد در جاهایی که رهبری صراحتاً می آید... ما که نمی گوییم که این یک فرد است. فرق من و شما این است. من می گویم رهبری به عنوان یک کارشناس به عنوان کسی که در چهارراه اصلی نظام نشسته، تمام مخالفین،موافقین، منتقدین، آنهایی که حامی یک تصمیم هستند
مطهری:به هرحال ایجا نماینده باز هم آزاد است. در این صورت رأی گیری معنی ندارد. دولت لایحه دهد شورای نگهبان تائید کند برود دیگر درست می شود.
رسایی:شما توجه نمی کنید من که نمی گویم نماینده ها آزاد نیستند. ولی بالاخره این فراکسیون اصولگرایانی که شما زیر آن را امضا کردید گفته که یکی از ویژگیهای ما این است. در جایی که رهبری موضع صریح و وروشنی بگیرد ما تبعیت می کنیم. این در اساسنامه فراکسیون است. اگر شما این را قبول ندارید شما باید تکلیف تان را با فراکسیون اصولگرایان روشن کنید.
مطهری:من می گویم درجایی که رهبری حکم حکومتی بدهد ما باید تبعیت کنیم. ولی در غیر آن می توانیم نظر دیگری داشته باشیم.
رسایی:شما یک نگاه حداقلی داری،برای همین هم نزدیکی به ما.ولی اصلاح طلبها همان را هم قبول ندارند. یعنی اکثر آنهاحکم حکومتی را هم قبول ندارند. فلذا شما شاهدید در مجلس ششم وقتی آن اتفاق افتاد درگیری در مجلس شد. البته جایی که به نفعشان باشد،مثل زمانی که شورای نگهبان می خواست انتخابات تهران را باطل کند، رهبری حکم حکومتی داد، آقایان همه به به چه چه کردند. موقعی که آقای معین را شورای نگهبان رد صلاحیت کرد،شورای نگهبان، رهبری حکم حکومتی دادند. آقای معین برگشت همین را هیچ کدامشان نگفتند حکم حکومتی ...ولی در جای دیگر وقی رهبری حکم حکومتی می داد،قبول نبود. این کار حداقلی است. لب پشت بام آقای مطهری است. برای همین برخی اوقات
مطهری:من می خواهم بگویم این درست است، اختیار نماینده وسیع است.فقط حکم حکومتی محدودش می کند و این 99 نفر هم شما می دانید امام بعداً گفتند که اینها هیچ کار خلافی نکردند. امام هم این را تأیید کردند.
رسایی:بله. من که نمی خواهیم این را بگویم که .
مطهری:پس کارآنها غلط نبوده. افراد دیگری ،یعنی دوستان نادان ولایت فقیه این را چماقی می کنند می زنند بر سر این و آن. که این هم جزء آن 99 نفر است،چنین است و چنان است. اشتباهات اینهاست. والا ما باید ولایت فقیه را خیلی زیبا جلوه دهیم. ما گاهی به شکل ترسناک جلوه می دهیم و یک عده فرار می کنند. دعوای ما همین است.من می گویم راجع به اینها بحث بکنیم، وارد مصادیق شویم،مثال بزنیم،برای همه روشن شود،اصلاً منظور ما چیست.
رسایی:شما معتقدید که در این موضوعات اطلاعات خودتان که بسیار ناقص تر از اطلاعات رهبری است در آن جایگاه. نگاه بنده این نیست. نگاه بنده این است که رهبری را به عنوان کارشناس خیلی قوی در این مواقع می بینم. و نظر او را بر نظر کارشناسی خودم که سطح اطلاعاتش پایین تر است، طبیعی هم هست چون من در این شاهراه اطلاتی نیستم. این دقیقاً یک کار عادلانه است.
مطهری:من این را می گویم که بنده در یک مسئله ای دچار شک و تردیدم ولی می دانم رهبری این گونه می گوید، می گویم قطعاً حرف ایشان درست است. ولی اگر من به مصداق دو دو تا چهارتا و به یک حقیقتی رسیدم. اینجا هم آزادم، حکم حکومتی هم درکار نیست ، من نظر خوم را می گویم.
رسایی:بله. ما هم به این معتقدیم . من این را رد نمی کنم. منتها اگر کسی آمد او را ترجیح داد شما ذ مش می کنید می گویید نباید این را انجام دهید، باز هم باید به فکر خودت... من می گویم این درست نیست. شما دارید در مورد دیگران چنین تحکم را می کنید. در حالی که
مطهری:اگر بدون فکر . بدون فکر می گوید نه،چون ایشان گفته اند من همین رأی را می دهم من بلافاصله می گوییم اینجور نباید باز ما باید فکر کنیم. اگر مسئله برای ما...
رسایی:من از شما تعجب می کنم. در موضوعات مختلف ما همه عقلمان را تعطیل کردیم در مجلس می نشینیم مثلاً نقاشی می کشیم بعد نگاه می کنیم به رهبری. همه مان فکر می کنیم،بحث می کنیم،نظرات را جمع بندی می کنیم.
مطهری:در خیلی جاها با مطرح کردن رهبری باب گفت و گو را می بندید.
رسایی:اصلا و ابدا. مگر آنجاهایی باشد که صراحتاً
شریعتی: اجازه می دهید من نکته پایانی را عر ض کنم. من به خاطرم می رسد که اگر این گفتگو ها و مجادله های احسن ما را به یک راه حل منطقی نرساند ما ضرر کردیم. چرا که اصولگرایی درست و به حق مثل یک ترازو می ماند، یعنی هر کسی بخواهد خود را وزن کند از منظر اصولگرایی می تواند خودش را در این قالب مورد سنجش قرار دهد. یعنی ابهامی وجود ندارد. من فکر می کنم تنها مشکل در این است که ما زبان هم را متوجه نمی شویم. ممکن است که همه مان یک مطلب را در نظر داریم. همه مان تعالی نظام اصولگرایی اصیل درست است ، ولی شاید با شیوه های مختلفی که عنوان می کنیم ابهام بوجود آورد. به نظرم می رسد که عرض آخرم را این طور عرض کنم که
این ما و من نتیجه بیگانگی بود صددل به یکدگر چو شود آشنا یکی است
اصولگرایی،فراکسیون منشعب از آن همه یکی است. باز هم من عرض می کنم هم خدمت آقای مطهری و هم خدمت آقای رسایی وهمه همکاران، در فرصت باقی مانده مجلس بتوانیم به طور شایسته آن انجام وظیفه ای را داشته باشیم که هم امام، هم شهدا، هم مقام معظم رهبری و هم اینکه در پیشگاه خداوند متعال هستیم، بتوانیم پاسخگو و سرافراز و سربلند باشیم.
کد مطلب: 551
آدرس مطلب: http://titronline.ir/vdcebz8nijh8n.9bj.html?551