تيترآنلاين 12 مرداد 1393 ساعت 5:53 http://titronline.ir/vdci.waqct1a5rbc2t.html?6452 -------------------------------------------------- عنوان : دردسر تعطيلات در ايران ابوالقاسم قاسم زاده -------------------------------------------------- هرجاي ديگر دنيا روز تعطيل روز جان گرفتن شهر و در تهران روز تعطيل، روز بي‌رونقي و سكوت و سكون است متن : يك روز بعد از چند روز تعطيلي عيد سعيد فطر، روزنامه دولت سرمقاله خود را به تنهايي مسافران در تعطيلات اختصاص داده و نوشته است، جاده هاي شمال و برخي جاده هاي شمال غرب و مركزي كشور با تعطيلات عيدفطر تبديل به پاركينگ عمومي شد. تجربه سفر 12 ساعته از تهران تا قزوين و سفر 24 ساعته از تهران به شمال، سال هاي سال در خاطره شهروندان خواهد ماند. جاي ترديد نيست كه چنين پديده فراگير و فزاينده اي هم جاي تحقيق و تحليل جامعه شناختي دارد و هم واكاوي مديريتي. رويدادي كه ايام تعطيل چند روز عيدفطر را به دردسر بيش از يك ميليون نفر، در مسافرت خانوادگي آنها مبدل كرد هشدار مهم و جدي است كه به اختصار مي توان نكاتي را يادآوري كرد. 1ـ مي گويند سال 85 مجموعه خودرو در اختيار مردم رقم هشت ميليون و نيم بود در حاليكه اكنون در سال 93 بيش از چهارده و نيم ميليون در كشور خودرو در مالكيت مردم و در تردد در جاده ها هستند اين رشد تعداد خودرو در مدت 8 سال تعجب آور است، اما نسبت آماده سازي جاده هاي درون شهري و بيرون شهري هيچ تناسبي با آن ندارد. اگرچه در داخل شهرها و در جاده هاي برون شهري ساختن بزرگراه ها در طول 8 سال از سوي دولت مطلوب بوده است، اما همچنان نياز مبرم در تجديد زير ساخت جاده ها، به خصوص از تهران به شمال به شدت ديده مي شود. 2ـ قرارداد ايران با چين براي ساختن بزرگراه تهران ـ شمال سرنوشت تلخي پيدا كرده است و بعد از سال ها زيان اين قرارداد همچنان باقي است و هنوز ابهام بسيار در پرونده آن وجود دارد. مديران محيط زيست از تخريب جنگل در مسير ساخت اين جاده بارها خبر داده اند در حالي كه تنها چند كيلومتر، آنهم به صورت ابتدايي اين پروژه عملي شده است و معلوم نيست حجم زيان مالي آن چقدر است؟ 3ـ حمل و نقل ريلي كه بسياري از دولت ها در كشورهاي توسعه يافته سرمايه گذاري اصلي ارتباطات كشوري را بر آن استوار كرده اند، در كشور ما بسيار ناقص است و در برنامه ريزي كلان كشوري جايگاه صحيح ندارد. فقر حمل و نقل ريلي، زيان هاي مالي، هزينه هاي بالاي سوخت و اتلاف وقت براي مردم و رشد آمارهاي تصادفات را موجب شده است. الگوي كشورهاي اروپايي مانند كشور آلمان به خصوص در ايام تعطيلات براي جابجايي مردم مثال زدني است كه از هزينه هاي بالاي سوخت تا زيان هاي مالي و جاني، تصادفات و خستگي رانندگي و ... جلوگيري مي كند. مردم مي پرسند، چرا از تهران مركز كشور تا كناره ساحل درياي خزر و شمال كشور در فاصله نه چندان طولاني كمترين امكان از حمل و نقل ريلي براي مسافران وجود ندارد؟ آيا جابجايي ميليوني خودروها با قيمت سوخت و مصرف آن در تعطيلات و به صورت عمده از مركز كشور (تهران) به شمال و شمال غرب در دولت به صورت پديده خسارت بار جاني و مالي بررسي شده و حساسيت مجلس براي تحول در زيرساخت براي حمل و نقل چگونه است كه كشور ما در مقايسه با كشورهايي كه پروژه ساخت حمل و نقل ريلي را جدي گرفته اند. هنوز بسيار عقب مانده و فقير است؟ 3ـ نويسنده سرمقاله روزنامه صبح تهران (ايران) اشاره قابل توجهي دارد و مي پرسد: آيا شكست ركورد سفر به شمال و افزايش 14 درصدي آن حتي نسبت به سفرهاي نوروزي به اين معناست كه كالاي سفر در سبد خانوارها اهميت بيشتري يافته؟ اگر چنين است دليل آن چيست؟ تلاش سازماني همچون سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري؟ توليد بي رويه خودرو يا پديده شهر گريزي و فرار از مشكلات كلانشهر بي در و پيكري همچون تهران با هر بهانه كوچكي؟ ابرشهري كه مردمش آن را شهر خود نمي دانند بلكه قرارگاهي مي دانند براي كسب و كار همراه با تخريب اعصاب. شهري كه بايد از آن گريخت. شايد به همين دليل ساده باشد كه هرجاي ديگر دنيا روز تعطيل روز جان گرفتن شهر و در تهران روز تعطيل، روز بي رونقي و سكوت و سكون است. 4ـ مسافري كه با خانواده خود نيمه شب بعد از 17 ساعت ماندن در جاده از تهران به آمل رسيده بود. مي گفت: هرجاي شهر رفتم خبري از هتل نبود تا سرانجام رهگذري گفت، در آمل يك هتل، آنهم متعلق به وزارت ارشاد اسلامي (سازمان گردشگري) است. به هتل مراجعه كردم با پاسخ مسئول آن مواجه شدم كه جا نداريم! شب را تا صبح در خودرو با خانواده بسر آوردم. روز چهارشنبه يك روز بعد از اعلام عيد فطر، از ساعت 8 صبح تا 11 ظهر به دنبال يك نانوايي بودم كه ناني و پنيري براي صبحانه تهيه كنم عاقبت يك شهروند آملي با ديدن من و خانواده ام و پرسش نانوايي در شهر باز است گفت، در آمل دنبال نان نگرد، پيدا نمي كني، آدرس يك نانوايي در بيرون شهر را داد تا چند تايي نان تهيه كردم. بماند كه اثري از مأموران شهرداري آمل و مسئولان گردشگري نديدم و بايد هر پرسشي را براي تهيه امكانات از عابران درحال عبور در شهر مي پرسيدم. حالا تبعات رنج آور يك سفر 24 ساعته مردم از تهران به شهرهاي شمال كشور و به هم ريختگي وضعيت روحي و رواني خانواده ها را ارزيابي كنيد و هزينه هاي غيرقابل كنترل و پيش بيني بيماري يا نيازهاي اضطراري و يا تصادف و ... تا رسيدن به شهري كوچك كه يكباره جمعيت آن در يك يا چند روز دوبرابر و چند برابر مي شود و بايد مسافران ميليوني را پذيرا باشد! 5ـ از سال 85 كه آمار مجموعه خودروهاي در اختيار مردم حدود هشت و نيم ميليون بود و امروز به چهارده و نيم ميليون رسيده است. تناسب ضريب رشد امكانات عمومي چگونه بوده است؟ چه كسي و يا مركزي و نهادي تا 5 سال آينده با اين رشد فزاينده توليد و فروش خودرو كه رقم آن به بالاي بيست ميليون خواهد رسيد، براي آينده نگري هاي ضروري و لازم مسئوليت دارد و يا مسئوليت مي پذيرد! آنچه كه در چند روز گذشته اتفاق افتاد، زنگ خطر بزرگي براي دولت و همه نهادهاي مسئول است. بايد اين ناهنجاري را جدي گرفت و در حد يك حادثه گذرانيد و فراموش كرد. افزايش روزشمار جمعيت كشور و افزايش سريع تر نسبت افرادي كه صاحب خودروي شخصي مي شوند، در آينده نزديك بحران هاي ترافيكي بدتري ايجاد خواهد كرد. بايد كاري كرد تا كام مردم از اين تلخ تر نشود.