تيترآنلاين 11 فروردين 1392 ساعت 21:48 http://titronline.ir/vdcg.q9nrak93wpr4a.html?5613 -------------------------------------------------- عنوان : مقایسه خود با دیگران؛ خصلتی که می تواند مشکل آفرین شود -------------------------------------------------- افرادی که دچار حقارت نفس هستند و خود را حقیر و زبون می پندارند، تنها از راه مقایسه خود با دیگران مسیر زندگی خویش را تعیین می کنند متن : مقایسه خود با دیگران؛ خصلتی که می تواند مشکل آفرین شود یکی از معضلات شخصیتی که می تواند برای زندگی فرد در خانواده و جامعه مشکل ایجاد کند مقایسه کردن خود با دیگران است. بدون شک "قیاس خود با دیگران" نشانگر آن است که به خویشتن اعتماد نداریم و دچار نوعی کم خودبینی هستیم. در حقیقت افرادی که دچار حقارت نفس هستند و خود را حقیر و زبون می پندارند، تنها از راه مقایسه خود با دیگران مسیر زندگی خویش را تعیین می کنند. برای جلوگیری ازسقوط در دام مقایسه ضرورت دارد که ضمن تقویت اعتماد به نفس از تدابیری که در زیر برمی شماریم شخصیت خودمان را متجلی کنیم. غالب افراد با اشاره به چیزهایی نظیر سنت، اکثریت و استاندارد، یکنواختی را تایید و برای انجام هر کار از دیگران تبعیت می کنند. البته در بحث انتقاد از مقایسه کردن، مقصود توصیه به ناهماهنگی با اجتماع نیست، بلکه مقصود انتخاب خط مش زندگی مستقل می باشد، که تسلط بر امور را از دست ندهیم. افرادی که انتظار دارند بر حسب میل و علاقه شان رفتار کنیم و افرادی که به اطاعت آنان تن داده اند خود را به پرتگاه "مقایسه" هدایت می کنند. وسوسه درونی نیزعامل نیرومندی است که ما را برای یافتن الگو و مدلی مناسب به دام مقایسه می افکند. نخستین گام برای احتراز از دام مقایسه توجه به این واقعیت است که ما از هر حیث در جهان منحصر به فرد هستیم و هیچ کس از نظر ظاهری و باطنی با ما یکسان نیست. با درک این حقیقت به این نکته واقف می شویم که در انتخاب شیوه ی کار نبایستی کورکورانه از دیگران تقلید کرد. در جوامع مختلف، افرادی که بر خلق وخوی منحصر به فرد خود متکی هستند همواره مورد تهدید قرار می گیرند و اشخاصی که به سادگی همرنگ جماعت می شوند و دست رد به سینه استواری و ارجمندی خود می زنند مورد استقبال واقع می شوند. با مرور و بررسی تاریخ به این نکته پی می بریم که غالب افراد برجسته به خصوصیات منحصر به فرد خود تکیه داشته و هیچگاه توانایی های باطنی خویش را به بهای هماهنگی با جماعت زمینگیر نکرده اند. "فردریک کرین" یک روانشناس می گوید "افراد میانه حال که با یک زندگی بخور و نمیر کنار می آیند همواره از همرنگی با جماعت و یکنواخت شدن با سایرین احساس امنیت و رضایت می کنند." ما می توانیم به رغم فشارهای اجتماعی که از هر سو احاطه مان کرده و یادآوری مکرر اطرافیانمان مبنی بر همرنگی با جماعت، فکر و عمل خود را آزادانه انتخاب کرده و معطوف به ارزشهایی باشیم که به دقت به آن اندیشیده و آن را درونی ساخته ایم. برای اینکه با قاطعیت در برابر این دام قربانی کننده مقاومت کنیم. نخست باید ببینیم که چرا طرف مقابل ما را به پیروی ازالگوهای متداول اجتماع ترغیب می کند و چگونه قصد دارد از این حربه برای تسلط و نفوذ بر ما سود ببرد. ما از نظر احساسی وعاطفی تک و تنها هستیم، خواه در یک جمع صد هزار نفری حضور داشته و با یک نفر سرگرم صحبت کردن باشیم، موجودیت انسانی ما به طور قطع با افکار و احساسات منحصر به فردمان در آمیخته و ممزوج شده است. ما بر حسب نگرش خویش به تنهایی خود پی می بریم. این طرز تلقی ممکن است ما را از نظر احساسی آزاد و یا در تنگنای باطنی گرفتار کند.هیچ کس نمی تواند بدون کسب اجازه از ما درحریم تنهایی مان نفوذ نماید. مقایسه خود با دیگران مقایسه خود با دیگران یک بیماری رایج و متداول است. در زمان قیاس، تعادل روحی، جذابیت، ارزشمندی و موفقیت خود را در مقایسه با دیگران ارزیابی می کنیم. حتی ممکن است تا بدانجا پیش برویم که تمام ابعاد زندگی خویش را با معیارها و استانداردهای دیگران بسنجیم. اما در این رهگذر از نکته مهمی غافل می شویم، اینکه ازمعیارها و ارزشهای انسانی خود فاصله گرفته و رضایت باطنی خویش را نادیده می انگاریم. به هر حال مقایسه خود با دیگران بازی خطرناکی است و به طور قطع به قربانی شدن می انجامد. چرا که در چنین شرایطی آدمی ویژگی های منحصر به فرد خود را نفی کرده و با منابع بیرون از خود هدایت می شود. مقایسه خود با دیگران وسوسه انگیز و فریبنده است، زیرا راه آزمون شده دیگران تقریبا تضمین شده و فراز و نشیب های آن شناخته شده است. به علاوه تلاش برای شباهت و همانندی با دیگران به ظاهر بر اعتبار و موجودیت انسان می افزاید. نخستین گام برای گریز از این دام آن است، که هنگام استفاده ازعبارت های مقایسه کننده، به خود آییم و از ادامه ی آن صرف نظر کنیم. جا دارد در اینجا به این نکته اشاره کنیم که قاطعیت در ترک عادت های بد و نامطلوب اصل عمده و اساسی محسوب می شود.